تصمیم گیری؛ مبانی و چارچوب ها

شب‌ها که به رخت‌خواب می‌رویم یا صبح ها که از آن بیرون می‌آییم و دست و رویمان را می‌شوییم در حال تصمیم گیری هستیم. تصمیماتی که در طول روز می گیریم بی‌شمار است. اما چرا ما به طور معمول این را احساس نمی‌کنیم؟

 

چارچوب ها و اصول تصمیم گیری بهینه

زندگی ما انسان ها و دیگر موجودات همیشه در گرو تصمیمات شخصی و جمعی است. این دو بعد از تصمیم ها با یکدیگر در تعامل اند. تصمیماتِ شخصی تک تک انسان‌ها بخشی از تصمیمات جمعی را شکل داده است. از سوی دیگر تصمیمات جمعی هم به تصمیمات شخصی سمت و سو می‌دهد. 

تصمیمات ما به خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم می‌شود. تصمیمات خود آگاه آن دسته از تصمیم هایی هستند که ما با آگاهی کامل و تفکر و تعمق به آن می رسیم. برای مثال تصمیم بر ترک یک عادت گرفتن. تصمیم ناخودآگاه بر خلاف گونه‌ی قبلی نیاز به فکر کردن یا دقیق شدن ندارد و در عین حال بیشترین حجم از تصمیمات ما را شکل می دهد.

اما تصمیمات خود آگاه تحت تاثیر چه مسایلی است؟

بهتر است ابتدا ببینیم که سیستم فکری و روند یک تصمیم گیری خود آگاه به چه صورت است:

  • نیاز به گرفتن یک تصمیم، نقطه‌ی آغازین هر چرخه‌ی تصمیم‌گیری است. این نیاز ناشی از وجود یک مسئله است.
  • تجزیه و تحلیل مسئله و تلاش برای شناخت و فهم آن دومین اتفاقی است که ما در فرآیند تصمیم گیری با آن مواجهیم. در بسیاری از مواقع تجزیه و تحلیل مسئله به صورت ناخودآگاه توسط ذهن ما انجام می‌شود.
  • رجوع به داده‌هایی که از تجربه‌های مشابه به دست آمده‌اند یا برپایه دانش استوار شده‌اند سومین نقطه در این فرآیند است. بسیاری از تصمیمات ما بدون این‌که خود بدانیم، براساس تجربه‌های گذشته‌مان گرفته می‌شوند. 
  • جمع بندی و اخذ تصمیم آخرین نقطه‌ی این فرآیند است.

چه طور می‌توان بهترین تصمیمات را گرفت؟

چارچوبی که در بالا گفته شد، اساسی ترین مراحلی هستند که در یک فرآیند تصمیم گیری تکرار می‌شوند اما لزوما همیشه به صورت خطی نیست. تصمیمات ناخودآگاه و تصمیمات جمعی تا حدودی ساختاری متفاوت از این دارند.

برای رسیدن به بهترین تصمیم برای یک موضوع خاص باید بتوانیم شناخت مناسبی از مسئله پیدا کنیم، بهترین داده‌ها را به دست اوریم و مهارت ارزش گذاری هر داده را برای آن مسئله داشته باشیم.

 

مدیریت و اهمیت تصمیم‌گیری

بزرگترین مسئولیت یک مدیر تصمیم گیری درباره جنبه های مختلف کاری است. او باید بتواند موقعیت‌ها و فرصت‌ها یا چالش‌ها و ریسک‌ها را به موقع و قبل از این که دیر شود بشناسد و برای آن‌ها چاره اندیشی کند.

یک مدیر هر روز با افراد زیادی از داخل یا خارج از سازمان سر و کار دارد که بر کسب و کار او تاثیر گذارند. برنامه ریزی و زمانبندی این که چه کسی چه کاری را کِی و کجا انجام بدهد یکی از این جنبه‌هاست. 

داشتن اصول فکری و عملی منظم در برخورد با مسائل به افزایش مهارت در تصمیم گیری کمک می‌کند. 

مدیریت در واقع دانش و مهارت تصمیم گیری و پیاده سازی آن در راستای رسیدن به یک هدف است.

داشتن دانش در زمینه‌های روان‌شناسی، جامعه شناسی و اقتصاد برای هر مدیری لازم و ضروری است.

 

 

 

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.