مدیریت و صداقت در امید

وظیفه‌ی یک مدیر، زنده نگه داشتن نور امید و شارژ کردن انگیزه‌ی کارکنانش است. برای کسب جایگاه مناسب در دنیای رقابتی امروز این دو ضروری هستند. اما باید از عوارض امید هم آگاه بود که دچار آن ها نشد.

به امید میدان دهید

امید بستن به یک چیز، حس سرخوشی و انگیزه را در انسان ایجاد می‌کند که در رفتار و برخوردهایش منعکس می‌شود. در خصوص شرکت‌ها، امید و انگیزه دو رکن مهم روانی برای پیش‌برد اهداف و رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه هستند. به همین روی، مدیران تمایل به تقویت آن‌ها در بین کارکنانشان دارد.

برای مثال می‌توان «دولت تدبیر و امید» را نام برد. آقای روحانی با ایجاد فضای امید در جامعه و استفاده از همین شعار توانست افراد و گروه‌های مختلف را (از جناح راست گرفته تا اپوزیسیون) را با خود همراه کند. او نهایتا پیروز انتخابات شد و به مقام ریاست جمهوری ایران رسید.

امید داشتن یکی از ضروری ترین پیش نیاز ها در رسیدن به موفقیت است. یک اصطلاح خیلی رایج هست که می‌گوید «بازی را از قبل باخته بود». این اصطلاح بر این تاکید دارد که باورهای ذهنی ما تاثیر شگرف و مهمی بر میزان تلاش، بازدهی و نتیجه‌ی آن دارد. همچنین برای شرکت ها، امید به رشد و شکوفایی و بهتر شدن شرایط زندگی و رسیدن به خواسته‌های فردی و گروهی محرکی قوی است.

امید واهی؛ نتیجه معکوس

بر می گردم به مثال دولت تدبیر و امید. دولت آقای روحانی با شعار امید و تدبیر به میدان آمد و توانست آرای ملت را به دست آورد و رییس جمهور شود. اما تنها شعار دادن برای پیش‌برد امور کفایت نمی‌کند. زمانی که امیدی را در کسی برمی‌انگیزیم، مسئولیت مستقیم در ایجاد شرایط برای رسیدن به آن را نیز بر عهده داریم. دولت روحانی، در جامه‌ی عمل پوشیدن به شعارهایش شکست خورد یا اصلا نخواست که آن را انجام دهد. به تدریج مردمی که به تغییرات امیدوار بودند، با ندیدن هیچ تغییر ملموسی در زندگی‌شان امیدشان رو به ناامیدی گذاشت.

در مدیریت نیز شرایط مشابه مثال بالاست. امید دادن و ایجاد انگیزه در بین اعضای شرکت ضروری است، اما این کار باید با ملاحظه‌ رفتار کرد. امید باید براساس میزان توانایی‌ها و پیش بینی واقعی داده شود. در غیر این صورت، اگرچه ممکن است تا مدتی فضا پویا و پر انرژی باشد اما با عملی نشدن وعده‌ها امیدها نیز تبدیل به ناامیدی شده و تخریب کننده خواهند بود.

زمانی که فرآیند جذب نیرو در جریان است و در زمان مصاحبه با او، بدون هیچ بلوف یا بزرگ‌نمایی با او صحبت کنید و در کنار خوبی‌ها و مزیت‌های آن شغل، چالش‌ها و سختی‌های کار را هم باید بیان کرد و گرنه شخصی انتخاب می‌شود که برای آن شغل بهترین گزینه نیست.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.